ترنم

آه ای بانوی رویایی من. این تویی که مقابلم ایستاده ای!؟

ای همدم ومونس لحظات اندوه وهمراه همیشگی من. به خانه ات خوش آمدی!

اینجا خانه ی امن ماست.اینجا کشتی نجات ما وخانه ی حیات ماست.این خانه نیازبه برق ندارد چون ستاره ی من درآن درخشیدن گرفته است.نمی دونی چه قدر رنج کشیدم واین ساعت را مجسم کردم که همسرنازنینم را درکنارم ودرخانه ام ببینم.هنوز هم باورم نمی شه گمان می کنم خواب می بینم.بگذارنزدیکت شوم.ببینم تو جسمی یا روح یا روح زاینده ی منی درکالبد بدن!؟

آه چه گرمایی داره وجودت!!زمستان باوجودتو تهی ازمعناست وسرما گنگ ونامفهوم!

خدایا تورا شکر که من عاشق را به عشقم رساندی.ای عاشق ترین عاشق ها!!

ستاره ی من سیلی بزن برمن صورتم،شاید خواب می بینم.نه نه خواب نیستم نه نه نه...

من به عشقم رسیده ام عشقم اکنون درخانه ام،کنارم ودرآغوشم است.

ستاره ی من،اگه رضایت دهی می خواهم ماه عسل راهمین خانه بمانیم.باغچه ی بزرگ وباصفای خونه ی ما اونقدر دیدنی داره واونقدر بزرگ هست که هرچه هم بگردیم تکراری نمیشه.قریب دوسال آشنایی من وتو اونقدر پرحادثه وپرخاطره وماجراهای رنگارنگ هست که باید یکسال اول زندگیمان را فقط بنشینیم وآنهارا باهم مرور کنیم.

ما زمان اندکی داریم یک ثانیه هم ارزش فراوانی داره باید قدرشو بدونیم.پس بیا ماه عسل را همینجابگذرانیم

می بینی ستاره من ؛سحاب بی باران ازبس ازحضورت شگفت زده شده ومست ومدهوش نگاهت  حتی سلام یادش رفت!!

نوشته شده در چهارشنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸۸ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ توسط ستاره وسپهر نظرات () |