ترنم

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در جمعه ۱ امرداد ،۱۳۸٩ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ توسط ستاره وسپهر نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در چهارشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ توسط ستاره وسپهر نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در چهارشنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٩ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ توسط ستاره وسپهر نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٩ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ توسط ستاره وسپهر نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در شنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٩ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ توسط ستاره وسپهر نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در جمعه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٩ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ توسط ستاره وسپهر نظرات () |

اینجا خونه ما...

 که با هم به ترنم بهار آشنایی ترنم نام نهادیمش.

 

و من نیز چون تمام بانوان ایرانی تدارک سفره هفت سین رو

 

خواهم دید و تو

 

سپهر عزیزم....کنارم باش که به همراهیت سخت نیازمندم.

 

اول کار به یاد پروردگار  مینشانیم کتاب کلام پرمهرش را بر گوشه

 

 دل.متبرک میکنیم این محفل رو با یاد او....

 

آوردن آیینه و شمعدان با من!آیینه رو میذارم این وسط درست

 

 مقابل رویت باشد تا ببینی صفا و زلالی نگاهت را در آن.

 

عزیز من روشن کردن شمع ها با تو همان گونه که خانه دلمان را

 

 منور کردی روزی.

سیب رو هم میذارم این گوشه ؛ٍکنج دلت که هر بار با رقصیدن اون

 

 تو کاسه آب مجسم کنی چهره گلگون و سرخم رو .

 

سیر ،سرکه سماق و سمنو همه رو کنار همه رو  مدور چیدم

به دور

 

 آیینه شمعدونمون!میدونی این ظرف های سین به دست متحد

 

 شدند و متعهد که زیباترین را برایمان رقم بزنند.

 

اما نه!!! سیر و سرکه رو بر میدارم دوست ندارمشون نمیخوام دل

 

نازنینت هر لحظه مثه سیر و سرکه بجوشه.به جاشون سوزن و

 سنبل

 

 میذارم ....آره اینا بهترن....

 

با سوزانش دلم منو به قلبت بدوز و سنبل که عاریه ای از صورت

 

 زیبا توست.

 

آخ..................................

دیدی چی شد ؟؟؟ سبزه رو که یادم رفت؛با هزاران قاصدک های

 

 شوق سبزشون کردم رگبرگ های عشق.تازه با قبلم پاپیونشو

 

ساختم  تزئینش کردم.قشنگ شد؟؟؟

 

دو تا ماهی قرمزمون دیگه منتظر تو اند.لطف کن بیارشون هر جا

 

 که خواستی بذارشون .فقط مواظب تنگ بلوری احساس باش با

 

کوچکترین ضربه کم لطفی میشکنه هاااااااااااااااا!

 

آهاااااا ،سکه هم میخوایم ها .سکه ها پیش توست عزیزم همون

 

که تو چشاته !بهم میدیشون؟ میخوامش!

راستی

      

میدونی سفره مون امسال 2 میهمان هم داره

آره

  

سفره امسال 9 سینه شد

عکس سفره مونو خودتون بذارین یه سفره ی متفاوت

سپهر

    ستاره

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٥ اسفند ،۱۳۸۸ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ توسط ستاره وسپهر نظرات () |

سلام عزیزان

ازهمه تون پوزش می خوام منم سپهر سپهرفعلا بی ستاره.

این خانه مدتی است بی ستاره است.به خرابه ی شام می مونه

دست ودلم به کارنمیاد همه چیز به هم ریختس.

اثاثیه ی خونه نگام که می کنند دیوونه میشم

همشون ستاره رو صدا میزنن.

نه

نه

نه

نه

.

.

.

.

.

اشتباه می کنین من ودعواتعجب

 

هرگزززززززززززززز

 

ستاره وقهرررررررررررتعجب

.

.

.

.

اصلا

چرا همش فکرای منفی می کنید ها!؟

 

ستاره ی من الانم می درخشه

بیشترازهمیشه تلالو نورش خونه ی دلمو روشن می کنه

 

اون قهرنیست بلکه پشت لایه های ضخیم ابر

عدم درک عدم فهم ابرهای بی باران محصور شده

او معشوق مستور منه والانم پشت اون ابراس

 

میدونم قبل ازسال نو میاد

میدونم سفره ی هفت سین امسال رو اون می چینه

میدونم هنوز یادش هست سفره ی پارسال اون جشن مفصلو

 این چندروزم صبرمی کنم.

ابرها می رن

ابرها چاره ای جز رفتن ندارن

یا بابارون...

یا با باد...

ستاره ی من میاد

ستاره میاد

حتما ستاره ی من میاد

 

 

 

نوشته شده در جمعه ٢۱ اسفند ،۱۳۸۸ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ توسط ستاره وسپهر نظرات () |